رأی اصراری کیفری دیوان عالی کشور : علم احراز شده از قرائن و امارات متقن خدشه ناپذیر است

طبق رأی هیئت عمومی دیوان عالی کشور موضوع پرونده اصراری کیفری 7/92 علم احراز شده از قرائن و امارات متقن توسط قضات دادگاه کیفری استان خدشهناپذیر است.
به گزارش مأوی، جلسه هیئت عمومی دیوان عالی کشور موضوع پرونده اصراری کیفری 7/92 به ریاست آیت الله محسنی کرگانی رئیس دیوان عالی کشور، و با حضور حجت الاسلام و المسلمین محسنی اژه ای دادستان کل کشور و قضات شعب کیفری دیوان عالی کشور بر گزار شد.  

خلاصه جریان پرونده
در ساعت 16/30 مورخ 87/8/4 با اعلام مرکز پیام مبنی بر وقوع یک فقره تصادف جرحی مأمور انتظامی به محل اعزام می شود. آقایان سعید- ی و وحید- ی حضور داشتند. آقای وحید- ی اظهار داشت: ما به اتفاق پدرمان داخل باغ لواسان بودیم که برادرم به نام سعید راننده خودروی پیکان وانت شماره 23579 - تهران هـ بود که در داخل باغ دنده عقب آمد و پدرم را زیر خودرو کرد و پدرم را مجروح کرد که بوسیله خودرو دیگر خواستیم به درمانگاه الغدیر انتقال دهیم که در مسیر فوت نمود و او را به منزل خودمان بردیم که از ناحیه سر و سینه مصدوم شده بود. آقای سعید- ی اظهار داشت حدود ساعت 3 بعدازظهر مورخ87/8/4 در حالی که گونی های خاک اره داخل ماشین بود، وارد باغ شدم. پدرم که نسبت به برخورد ماشین با درخت گردو حساسیت داشت آمد و پشت ماشین ایستاد تا در صورت برخورد ماشین با درخت گردو جلوگیری کند. اما من که متوجه حضور وی نشدم با دنده عقب حرکت کردم و چون آئینه سمت شاگرد نداشتم، ندیدم که پدرم به درخت تکیه داده و آن هنگام که او دید من به طرف ایشان می آیم به طرف راننده آمد ولی دیر شده بود و چرخ من کاملاً به طرف شاگرد چرخیده و ناگهان او به زیر چرخ رفت. برادرم داخل ویلا بود. لحظه آخر بیرون آمد ... گواهینامه دارم ... پشت وانت پر از بار به ارتفاع دو متر بود. من متوجه نشدم که پدرم سمت راست من قرار دارد. آقای وحید – ی در توضیح بعدی اظهار داشت: پدرم برای پارک کردن ماشین شروع به فرمان دادن کرد چون یک تخته چوب زیر پای پدرم رفت او سُر خورد و به زیر چرخ رفت من داخل ویلا بودم و زمان فریاد به بیرون آمدم ... با پدرم سابقه دعوا داشتم. ولی بدون واسطه منجر به آشتی شده است، اعتیاد به کراک داشتم دو ماه و 27 روز است که ترک کردم.
خانم گلناز – ی فرزند مرحوم اظهار داشت: ما در بهشت زهرا بودیم به موبایل پدرم زنگ زدم برادرم سعید جواب تلفن ایشان را داد که سراغ مادرم را گرفتم ایشان گفت مادر در باغ است و گفت ما به تهران می آییم تا پدر را به بیمارستان ببریم. علت را پرسیدم گفت دنده عقب می آمدم به او برخورد کرد پایش آسیب دیده است مشکلی نیست من به منزل مراجعه کردم دیدم اورژانس جلوی درب می باشد فهمیدم پدرم فوت کرده است. خانم سارا – ف همسر مرحوم اظهار داشت حدوداً یک هفته بود که شوهرم بنام مسعود –ی به همراه دو پسرم وحید و سعید در باغ لواسان بودند. دیروز جمعه ساعت 7 صبح من به باغ رفتم. در رابطه با زمین مراجعه به پاسگاه داشتیم امروز صبح یکی از اطاقها را تمیز کردیم بخاری را روشن کردیم. ساعت 3 بعدازظهر آماده ناهار بودیم که پسرم سعید با شوهرم رفتند تا هیزم داخل اتومبیل وانت را تخلیه کنند. ناگهان متوجه شدم صدا آمد و خاک بلند شد سراسیمه بیرون رفتم گویا شوهرم در حالیکه پسرم را فرمان می داده عقب بیاید پایش به چیزی گیر کرده و زیر ماشین رفت او را آوردیم. حرف می زد گفت مرا به منزل ببرید پسرانم به کراک اعتیاد دارند. از کسی شکایتی ندارم. گویا در راه فوت کرد.
دادسرای جنایی تهران اتهام آقای سعید – ی را مباشرت در قتل عمدی و وحید – ی را معاونت دانست. ولی به اعتبار محل وقوع جرم، قرار عدم صلاحیت به شایستگی دادگاه عمومی بخش لواسان صادر نموده است. خانم گلناز – ی در توضیحات تکمیلی اظهار داشت برادرانم به عنوان کارگر برای پدرم کار میکردند ولی مزد آنها را مرتب نمی داد فقط به اندازه توجیبی به آنها پول میداد. گاهی سعید را از خانه بیرون میکرد که به خانه خواهرم آفرینش – ی می رفت باز می آمد سرکار پدرم یا اینکه کسی واسطه می شد به خانه میآمد. خانم سارا – ف نیز در توضیحات تکمیلی اظهار داشت سروصدا شنیدم رفتیم بیرون دیدم مرحوم زیر است مثل اینکه جلو عقب کرده بود سرش خورده بود به زمین و لباسش گیر کرده بود به زیر ماشین که او را بیرون کشیدیم دیدیم نفس دارد بردیم بیرون و چون آنجا موبایل آنتن نمیداد مجبور شدیم داخل پیکان گذاشتیم عقلشان نرسید به بیمارستان ببرند آوردند تهران به منزل و من در باغ ماندم و پنجره را بستم و من با ماشین عبوری رفتم.
پزشکی قانونی با معاینه جسد ضمن انعکاس صدمات متعدد بر بدن متوفی از قبیل شکستگی استخوان گونه راست و بینی و سائیدگیهای متعدد پیشانی چپ و راست و زیر چانه و زیر لاله گوش و سائیدگی خلف شانه و ترقوه و سمت چپ قفسه سینه و پهلوی چپ و ناحیه گیجگاهی علت فوت را صدمات متعدد متعاقب اصابت جسم سخت تعیین نمود. متهم دارای سابقه اعتیاد به هروئین و اقدام علیه امنیت کشور می باشد. خانم آفرینش – ی فرزند دیگر مرحوم از همسر دیگر شکایت خویش را علیه سعید مطرح و به اختلاف فیمابین اشاره نمود اضافه کرد برادرم قتل پدرم را از پیش مطرح میکرد که من هر بار سعی می کردم که او را منصرف نمایم.
من از ایشان شکایت دارم. از خون پدرم نمی گذرم و حتی کسانی که با این موضوع همکاری داشتند باید مجازات شوند. خانم زهرا – پ به عنوان مطلع اظهار داشت: شنیدم یک آقایی می گفت سارا همسر مقتول و پسرانش به ایشان پیشنهاد 100 میلیون تومان پول دادند تا در قبال این پول، آقای مسعود – ی را بکشد من اول ده میلیون تومان گرفتم. ولی نمی توانستم اینکار را انجام دهم پول را به آنها برگرداندم.
آقای حسین – ص نیز اظهار داشت: یک روز دیدم مقتول از ناحیه چشم چپ و دماغ آسیب دیده پرسیدم چه شد؟ گفت: فرزندم سعید مرا زده است. ایشان گفته فرزندان و همسرش قصد کشتنش را دارند تا اموال او را تصاحب نمایند.
وکیل شاکیه با اشاره به سابقه اختلاف متهم و پدرش چگونگی توصیف صحنه واقعه و عدم انتقال مصدوم به بیمارستان و بردن وی به منزل را قتل عمدی دانسته خواستار قصاص شد و اضافه نمود متهم دو بار از روی پدرش با ماشین رد شد بار اول قابل اغماض است. ولی بار دوم حکایت از سوءنیت دارد نبردن به بیمارستان نیز مؤید آنست که آنها می خواستند پدرشان فوت کند و کشیدن چک به نام پدر و جعل امضای پدر حاکی از طمع تصرف در اموال پدر است.
قاضی دادگاه بخش جانشین بازپرس نسبت به اتهام سعید – ی دایر به قتل عمدی پدرش قرار مجرمیت و نسبت به اتهام آقای وحید – ی و خانم سارا – ف دایر به معاونت در قتل مزبور قرار منع پیگرد صادر کرده است.
در جلسه مورخ 89/10/8 شعبه 74 دادگاه کیفری استان، نماینده دادستان درخواست مجازات آقای سعید – ی را به عنوان قتل عمد نموده است. خانم آفرینش – ی به عنوان وارث مقتول اعلام شکایت کرده و توضیح داده است که خواهری بنام فهیمه دارد که ساکن کشور آلمان است و آدرسی از او ندارد. شاکیه تأکید نمود خواستار قصاص برادرش سعید – ی است و آمادگی خویش را برای پرداخت سهم الدیه بقیه اعلام نمود و اضافه کرد من یک سال و نیم بودم که پدرم از مادرم جدا شد و با مادر سعید ازدواج کرد بعد کم کم ارتباط ما کم شد سعید و وحید اعتیاد داشتند و همیشه پدرش را تهدید میکردند و توضیح داد، بنده از طریق دوستانم در جریان فوت پدرم قرار گرفتم و فهمیدم که پدرم بین دیوار و ماشین له شده بود بعد فهمیدم که سعید پشت فرمان بوده است که با توجه به سابقه درگیری شکایت کردم. متهم با بیان سابقه خویش در رابطه با محکومیت به شلاق و حبس بابت جرم امنیتی و مواد مخدر اظهار داشت: اتهام را قبول ندارم روز حادثه پدرم مرا از خواب بیدار کرد و گفت ماشین را سرو ته کن. ماشین رو به ساختمان بود ماشین بار داشت و دید نداشتم. پدرم راهنمایی می کرد گفت دور بزن و سمت بالکن بیا. بعد پدرم آن یکی ماشین را جلو برد ماشین آئینه سمت شاگرد نداشت. پدرم آمد تا به من کمک کند و فرمان بدهد. بغل ماشین ایستاد و فرمان داد و در محوطه ماسه بیل کلنگ و مصالح زیادی ریخته شده بود پدرم در حال جابجائی این مصالح بود و بعد کمی که نزدیک شدم پدرم آمد کنارم ایستاد و بعد رفت عقب ماشین سمت درخت و یک ضربه به درب عقب ماشین زد و من فهمیدم که پدرم پشت ماشین است و دوباره به تنه ماشین زد گفت برو جلو. نمی دانم در همین حین وی مشغول برداشتن چیزی از زمین بود که من دیگر ایشان را ندیدم رفتم جلو گفت خب بعد برگشتم عقب که یک صدای آخ یا آی از ایشان شنیدم، فکر کردم چیزی زیر ماشین گیر کرده که دوباره سریع به جلو رفتم و پیاده شدم ببینم چی شده دیدم پدرم نیست فکر کردم شاید یکی از همسایه ها او را صدا کرده است رفتم پشت ماشین دیدم پدرم نیست حتی در لحظه پیاده شدن گفتم چیه داد و بیداد می کنی من که هنوز به درخت نرسیدم بعد برگشتم یک لحظه دیدم پدرم زیر چرخ است و حتی هنوز نصف عقب چرخ روی سینه پدرم بود داد زدم و فریاد زدم نشستم پشت فرمان ماشین را جلو بردم بعد با کمک وحید پدرم را بیرون کشیدیم و در ماشین سواری گذاشتیم رفتیم سمت تهران، از باغ به اورژانس زنگ زدم در حال گفتن آدرس بودم که گفت باید شما تا جاجرود بیائید راه افتادم سمت تهران با وحید بودیم ... متهم در رابطه با مساحت محل سر و ته کردن ماشین اعلام کرد حدود 7 متر است ... اتومبیل نظامی است اولین نقطه برخورد این اتومبیل 30 سانت فاصله دارد من احساس مانع در دفعه اول نکردم ... سال قبل با پدرم درگیری لفظی داشتیم .... از اردیبهشت اعتیاد را ترک کرده بودم ... یکبار پدرم مرا با چوب زد. من هم او را با مشت زدم. افرادی که می گویند پدرم را تهدید به کشتن کردم دروغ است. آثار صدمات روی بدن پدر صرفاً در اثر عبور چرخ ماشین است.... ما به سمت بیمارستان سرخه حصار رفتیم. زمانیکه از شهرک امید برگشتیم متوجه مرگ پدرم شدم.
وکیل شاکیه به شهادت شاهد استناد نمود آقای علیاصغر – پ به عنوان شاهد اظهار داشت: تقریباً دو سال پیش شنبه بود. تعطیل بود نزدیک ظهر بود رفتیم به لواسان و قرار بود درخت ازگیل را بچینیم که دیدم پائین باغ مرحوم خورویی پارک بود ما رفتیم آن طرف به باغ خودم و سراغ ازگیل یک دفعه صدای سعید را شنیدم که به پدرش گفت پول بده و بعد پدرش گفت نمی دهم بعد گفت سوئیچ ماشین را بده بعد گفت نه و بعد گفت موتور را بده که نداد بعد سعید گفت اصلاً غلط کردی ما را اینجا آوردی بعد سروصدا کردند بعد مسعود- ی بیرون آمد و آن فردی که چادر زده بود آمد اینها را جدا کرد بعد با او دعوا کردند و رفت بعد صدای چوب زدن آمد و حتی 3 بار صدای مرحوم را شنیدم که آخ آخ آخ بعد صدای ماشین شنیدم و حتی سارا خانم گفت چشمت کور هزار تومان این ارزش را داشت که می دانم این حرفها ساختگی بوده است. بعداً از پسرعمویم شنیدم که مسعود – ی مرده است. بعد من به پدر خانمم گفتم و حتی من در مسجد گفتم که مسعود را کشتند و حتی لحظه شماری میکردم که جایی باشد تا بیایم حرفم را بزنم وجدانم ناراحت بود نامبرده در پاسخ به این سؤال که شما چطور داخل باغ را نمیدیدید گفت دیوار بلند بود فقط موقع بیرون آمدن میدیدیم فاصله ما حدود 60 متر کمتر یا بیشتر بود و در پاسخ به این سؤال که چرا تاکنون این مطالب را نگفتید اظهار داشت من در لواسان بودم، به قاضی پرونده گفتم که قاضی گفت این حرف را نزن برایت خوب نیست. بعد در دادگاه بگو که من منتظر این دادگاه بودم که حقیقت را بگویم ... صدای ماشین را من نشنیدم ولی پسرم گفت ماشین را روشن و عقب و جلو کردند و ماشین دیده می شد. چون بلند است. متهم اظهارات شاهد را تکذیب نمود.
دادگاه با اعلام ختم رسیدگی به شرح دادنامه شماره 8900693 مورخ 89/10/15 به اتفاق آراء چنین رأی داده است: با توجه به محتویات پرونده و تحقیقات به عمل آمده، گزارش ضابطین، نظریه پزشکی قانونی در بیان علت مرگ مقتول ناشی از اصابت جسم منجر به آثار ضرب و جرح و شکستگی بینی و فک و شانه چپ و دندههای آن مرحوم و پارگی کبد وی و نیز با امعاننظر به نحوه اظهارات خواهر و برادر و مادر متهم و نیز خود متهم که اغلب در تحقیقات اولیه اظهارات متفاوتی در ذکر جزئیات بیان داشته است و بعضاً نیز با همدیگر معارض و متناقض بوده است. از طرفی متهم دارای اعتیاد به مواد مخدر کراک که حسب تجارب سوابق باعث ایجاد هیجانات کاذب و تجری می شود و نیز سابقه درگیری بدنی و ایراد ضرب و جرح عمدی نسبت به مقتول که اظهارات پسرخاله مقتول و مشاهده آثار ضرب و جرح مؤید آن بوده است و خود متهم نیز اقرار صریح به آن دارد و توجهاً به اختلاف شدید مقتول به عنوان پدر خانواده با همسر و فرزندانش که بعضاً منجر به بیرون کردن ایشان از خانه میگردید .... و زمینههای کدورت متهم را نسبت به پدرش فراهم کرده است. اظهارات شاهد که درگیری لفظی بین متهم و پدرش را شنیده است و سابقه تهدید به مرگ پدر توسط متهم همگی حکایت از وقوع درگیری در زمان واقعه منجر به مرگ مقتول بین متهم و پدر مرحومش میکند هرچند متهم در طول تحقیقات منکر قتل شده است.
در این پرونده اگر هیچ دلیل و قرینه ای جز نظریه پزشکی قانونی در مقتول شدن مرحوم مسعود- ی نبود. همین نظریه و جراحات گزارش شده به روشنی نشان می دهد که آثار ضرب و جرح شدید منجر به شکستگی فک، دماغ، دنده ها، شانه و سائیدگیهای متعدد دستان و بازو و پا نمی تواند در اثر افتادن مرحوم زیر چرخ شورلت بلیزر که یک ماشین شاسی بلند سنگین و با بار پوشال چوب است، بوجود آمده باشد. اصولاً متصور نیست که در یک فاصله یک متری که ماشین توانایی مانور عقب و جلو رفتن را زیاد ندارد، مرحوم زیر چرخ اتومبیل رفته و حسب ادعای متهم دوبار از روی او رد شده باشد. متهم چون شدت جراحات وارده را مطلع است برای توجیه آن ادعا می کند که دو بار از روی پدرش با اتومبیل رد شده است، در حالیکه این وضعیت محال است. از طرفی چون اتومبیل در حالت نیم کلاج معمولاً در فاصله کوتاه و تنگ توسط راننده عقب و جلو می شود، لذا حتی اگر یک مانع سنگ کوچک زیر چرخ باشد از خود مقاومت نشان میدهد بطور قطع اگر اتومبیل وانت بلیزر از روی جسد رد شده باشد آن هم دوباره باید آثار له شدگی دنده ها مشهود
می شد وجود خونمردگی در دو طرف کیجگاه مقتول به روشنی حکایت از ضرب و جرح ابتدایی وی می کند. سپس برای صحنه سازی جسد زیر چرخ وانت بلیزر آنگونه که متهم در ذکر متناقض جزئیات واقعه تعریف می کند غیر ممکن است. چگونه معقول و منطقی است که در فاصله هفت متری عرض محل وانت 6 متری در حین فرمان گرفتن راننده و مقتول جسد به درب راننده چسبیده یا با فاصله خیلی کم به زیر اتومبیل بیافتد و راننده متوجه نشود آیا متهم به عنوان راننده وانت بلیزر در فاصله هفت متری از دو نقطه با چه سرعتی می توانست فرمان بگیرد که پدر را زیر چرخ جلو سمت راست اتومبیل بکشاند و متوجه نشود نظر به مراتبی که مستند و مستدل شد به روشنی ارتکاب قتل پدر توسط متهم با ایراد ضرب و جرح عمدی سپس صحنه سازی از طریق حصول علم متعارف محرز است. لذا حکم به قصاص نفس اعدام با چوبه دار توسط شاکیه پس از استیذان صادر می گردد. شاکیه مکلف است پس از قطعیت حکم و در مرحله اجراء قبل از قصاص به میزان سهم الارث دو تن از اولیای دم (وحید و گلناز) را پرداخت نماید و همچنین به میزان سهم الارث ولی دم غایب فهیمه – ی ساکن خارج از کشور دیه مقرر را تضمین نماید.
رأی صادره مورد اعتراض محکوم علیه و وکیل قرار گرفته است. پرونده به این شعبه دیوان عالی کشور ارجاع شده است. این شعبه دیوان عالی کشور طی دادنامه شماره 387 مورخ 12 شهریور 1390 چنین رأی صادر نموده است: با توجه به اینکه احد از اولیای دم به نام وحید – ی برادر متهم اعلام کرده است داخل ویلا بوده پدرش و سعید (متهم) که رانندگی ماشین را به عهده داشته است برای پارک کردن ماشین در حالت دنده عقب فرمان میداد و پدرش روی چوبی ایستاده بود که پاش سرخورده زیر ماشین رفت و اظهارات همسر متوفی مبنی بر اینکه سعید با شوهرم جهت تخلیه هیزم رفته بودند، ناگهان متوجه شدم صدا آمد و خاک بلند شد سراسیمه رفتم گویا شوهرم در حالی که به پسرم فرمان می داده که عقب بیاید پایش به چیزی گیر کرده و زیر ماشین رفته بود او را آوردیم حرف می زد گفت مرا به منزل ببرید آوردیم فوت کرد. از کسی شکایت ندارم هر چند دختر دیگر مرحوم (از همسر دیگر) اظهار داشت سعید با پدرم اختلاف داشت نقشه قتل او را کشیده بود با قصد قبلی پدرم را زیر گرفته و حتی در پرونده سخن از تبانی خانواده سعید برای قتل مرحوم سخن به میان آمده که قرار منع تعقیب صادر شده است عمدی بودن قتل آن هم درحالتی که سعید و آن مرحوم با هم برای تخلیه بار رفته و در حالت دنده عقب به ماشین اصابت نموده با ماشین او را زیر گرفته است عمدی بودن قتل مدلل نبوده و محل شبهه است، لذا دادنامه تجدیدنظر خواسته شماره 00693 مورخ 89/10/15 صادره از شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران نقض و جهت رسیدگی به شعبه دیگر هم عرض ارجاع می گردد.
این بار شعبه 113 دادگاه کیفری استان تهران به موضوع رسیدگی میكند و موضوع را به هیئت کارشناسی واگذار نمود. کارشناسان اعلام نمودند وجود بلیزر با محموله چوب و وجود آثار خون روی لاستیک جلو و زیر شاسی و قطرات خون روی زمین مسلم است متهم و مطلعین مدعیاند مصدوم بصورت طاق باز زیر چرخ لاستیک جلو قرار گرفته است و در این وضعیت اگر مصدوم با سپر یا گلگیر جلو برخورد نموده باشد زیر چرخ جلو نمی افتاد و در شعاع دید راننده بود سپس با طرح فرضیههایی نتیجه گرفته است نحو وقوع حادثه را منطبق با معیارهای فنی متعارف و معمول کارشناسی تصادف تشخیص نداده است و مراتب آن را از شمول حوادث معمول در امر رانندگی خارج می داند انعکاسی از ابلاغ نظریه کارشناسان به طرفین پرونده و احیاناً وصول اعتراض یا عدم آن در پرونده وجود ندارد. دادگاه به ملاحظه نظریه هیئت کارشناسان اقدام به مشورت نموده اکثر قضات عقیده به تعیین وقت و ادامه رسیدگی داشته است دادگاه وقت رسیدگی تعیین نموده متهم نظریه کارشناسان را نپذیرفته و خواستار ارجاع به هیئت پنج نفره شده است وکیل متهم دلیل علیه موكل را کافی ندانسته و عدم ذکر نام شاکیه آفرینش – ی در گواهی حصر وراثت ناشی از سهل انگاری اعلام گردید. خانم آفرینش – ی آمادگی خود را برای پرداخت سهم الدیه اعلام کرد.
دادگاه طی دادنامه 910058 مورخ 91/6/26 با اکثریت آراء چنین رأی صادر نموده است. در مورد شکایت خانم آفرینش – ی دائر به قتل عمدی پدرش توسط برادرش و تعهد مشارالیها به پرداخت سهم الدیه اولیاء دم که اعلام گذشت نمودهاند قبل از اجرای حکم به متهم و درخواست صدور حکم قصاص برای نامبرده با این توضیح که حسب محتویات پرونده متهم اعتیاد به مواد مخدر داشته و گاهی با پدرش اختلاف و درگیری داشته است که خود وی نیز به دفعات این موضوع را پذیرفته است اما مدعی است که در زمان حادثه هیچگونه اختلاف یا درگیری با پدرش نداشته است بلکه پدرش به قصد فرمان پشت اتومبیل بلیزر باری قرار گرفته و کنار درب آمده وی متوجه حضور او شده است و چرخ وی را قاپیده و به زیر کشیده است و او هم ترسیده و از روی وی رد شده است که منجر به مرگ او شده است اما مادرش گفته که در حال فرمان دادن به پسرم بوده که پایش به میزی (چیزی) گیر کرده و زیر ماشین رفته است آنها برای رساندن مقتول به بیمارستان اقدامات غیر متعارض انجام داده اند یا لااقل ادعای آن را داشته اند گفته اند ما پدرمان را به تهران بردیم در بین راه بیمارستان نبود و ما هم پول نداشتیم در حالی که می توانستند به اورژانس اطلاع دهند که اینکار را نکرده اند و به قول خودشان اول به منزل مراجعه کرده اند و این در حالی است که به نظر می رسد فکر مردن او را نمی کرده اند و حرفهای آنان ضد و نقیض و به واقع نزدیک نیست.گلناز – ی گفته برادرم سعید زنگ زد گفت رفتم روی پای پدر حالش بد است گفتم سعید از عمد این کار را نکردی گفت اگر از قصد بود که میترکید و زمانی که به خانه آمدم دیدم پدرم خون آلود و فک او شکسته بود و قادر به صحبت نبود.
خانم آفرینش – ی نیز در طرح شکایت خود و دفاع از ادعایش اظهار داشته بارها بخاطر اختلاف شدیدی که با پدرم داشته نقشه قتل او را جلوی من مطرح میکرد و هر دفعه سعی می کردم او را منصرف کنم از درگیری های داخل منزل آنها خبر داشتم.
معاینه جسد پزشکی قانونی و کالبد گشایی حکایت دارد ضربات متعدد داشته است که معمولا تصادف با سرعت بالا با ماشین های سنگین هم چنین آسیب هایی را به شخص وارد نمیکند.
با این شرح: حرکات مهره های گردنی زیاد شده بود استخوان گونه راست و بینی دچار شکستگی بود سائیدگیهای متعدد در ناحیه پیشانی چپ و راست و زیر چانه و زیر لاله گوش راست مشهود بود آثار سائیدگیهای پراکنده متعدد در بالا و خارج بازوی چپ خلف آرنج چپ و خارج ساق چپ – قدام ساق ها و قدام زانوی راست مشهود بود مفصل ران چپ ازدیاد حرکت داشت در معاینه تنه جناغ هر دو استخوان ترقوه و دنده ها در قدام شکستگی ملموس بود و سائیدگی وسیع در خلف شانه چپ و ناحیه ترقوه چپ و سمت چپ قفسه سینه و پهلوی چپ مشهود بود زیر پوست سر در ناحیه پیشانی و گیجگاهی در دو سم و لابلای عضلات گیجگاهی هر دو طرف خونمردگی مشهود بود جناغ برداشته شده دند ه های اول تا ششم هر دو طرف و استخوان جناغ دچار شکستگی شده بود حفرات جنب هر دو طرف مملو از خون بود کبد در قدام دچار پارگی بود علت فوت صدمات متعدد اصابت جسم سخت اعلام گردیده است.
احد از همسایگان ویلا نیز قبل از جریان تصادف گفته است که صدای آخ آخ شنیده است بنا به اعتقاد قضات رسیدگی کننده در شعبه 113 و ارجاع امر به هیئت کارشناسان رسمی دادگستری در امر تصادفات رانندگی با ملاحظه محتویات پرونده و استماع اظهارات طرفین و رؤیت اتومبیل و معاینه محلی و بررسی نظریات پزشکی قانونی نتیجه اظهارنظر نموده اند که دو هیئت منتخب با اتکاء دانش و تجربه کارشناسی خود طی نشستهای متعدد که موضوع را مورد امعان نظر قرار داده و نحوه وقوع حادثه را منطبق و موجه با معیارهای فنی متعارف و معمول کارشناسی تصادف تشخیص نداده است و مراتب را از شمول حوادث معمول در امر رانندگی خارج میداند و کمیسیون پزشکی قانونی نیز اعلام نموده اند با توجه به بررسی پرونده کیفری و رؤیت شرح معاینه جسد و کالبد شکافی و با توجه به الگوی صدمات منتشر در سطح بدن و آسیب احشاء داخلی فوت متعاقب صدمات متعدد بدنبال تصادف قویا مطرح میباشد ضمنا در تن پیمایی اولیه در هنگام معاینه جسد در تالار تشریح آثاری از ضرب و جرح که مربوط به گذشته باشد مشاهده نگردیده است. با تمامی این اوصاف و جراحات متعدد و اینکه نظریه پزشکی قانونی هم قاطع به نظر نمیرسد و توجهاً به کیفرخواست دادسرا و تحقیقات نیروی ا نتظامی و شکایت شاکیه و دفاعیات غیر موجه متهم در مراحل رسیدگی و سایر دلایل و قرائن موجود در پرونده علم به ارتکاب عمدی قتل از سوی متهم احراز میگردد. پرونده با تجدیدنظرخواهی محکوم علیه و وکیلش به این شعبه دیوان عالی کشور ارجاع با قرائت گزارش آقای عزیزاله رزاقی و ملاحظه نظریه دادیار دادسرای دیوانعالی کشور مبنی بر نقض رأی دادگاه به شرح زیر اقدام به صدور رأی میگردد.
 

رأی شعبه دیوان عالی كشور
با توجه به اینکه شعبه 113 دادگاه کیفری استان تهران با همان استدلال شعبه 74 دادگاه کیفری و براساس علم خویش اقدام به صدور حکم قصاص و رأی اصرار نموده است در حالی که دلایل کافی بر حصول علم وجود نداشته و با توجه به اختلاف فیمابین و اظهارات مطلع و قرائن و امارات موجود پیش از حصول ظن و لوث افاده نمیکند لذا رأی دادگاه اخیر مورد تأیید این شعبه نمی باشد مقررات دفتر پرونده در اجرای بند ج ماده 266 قانون آئین دادرسی کیفری جهت طرح در شعب کیفری هیئت عمومی دیوان عالی کشور به نظر معاون محترم قضائی دیوان عالی کشور برسد.
آیت الله محسنی گرکانی رئیس دیوان عالی کشور در خصوص این پرونده بیان داشت: در جنایت واقع شده دوران امر بین علم قطعی و ظنی است. در علم قطعی جای هیچ شک و شبهه ای باقی نمی ماند و به صورت یقیینی علم حاصل می شود. در معنای علم قطعی، انکشاف از حقیقت حاصل می شود. اما گاهی علم قطعی نداریم. در این جا علم ظنی مطرح می شود. در این پرونده قطعاً مشخص نیست که آیا حقیقتاً متهم عمداً مرتکب قتل شده است.
حجتالاسلام و المسلمین احمدی شاهرودی قاضی دیوان عالی کشور قرائن و شواهد موجود در این پرونده را دلیلی بر وقوع قتل عمد دانست و گفت: قضات دادگاه کیفری ابتدایی به اتفاق آراء و چهار نفر از قضات دادگاه کیفری دوم ادعای علم کرده اند.
وی بیان داشت: درگیری متهم، برادر و مادر وی با مقتول، اظهارات ناموجه متهمان، اظهارات شاکیه (خواهر متهم)، سابقه اعتیاد به کراک، اظهارات شهود بی طرف و متعدد و اظهارات هیئت کارشناسان، نبردن مقتول به بیمارستان و موارد متعدد دیگر از جمله قرائنی است که میتوان استنباط کرد که عمل متهم، قتل عمد بوده است.
این قاضی دیوان عالی کشور تصریح کرد: شعبه دیوان عالی کشور در نقض رأی دادگاه کیفری استان هیچ شبهه قابل توجهی بیان نکرده است و قرائن مفید علم است.
دکتر یدالله علیزاده عضو معاون شعبه دیوان عالی کشور، با بیان اینکه اصل قتل در این پرونده ثابت است، گفت: اگر این قتل را تصادف واقعی بدانیم، قتل غیر عمد است. اما در این پرونده مشخص است که متهم به عمد اتومبیل را به حرکت درآورده است. ماده 120 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 ، به قاعده درأ اختصاص یافته است. طبق این ماده اگر جرمی تحقق یابد منتهی قطعاً نتوان جرم را به فاعل منتسب کرد قاعده درأ اجرا می شود.
وی افزود: آنچه باعث عمدی تلقی شدن این قتل میشود، قرائن مستند بر علم قاضی است. در این پرونده نیز تردید وجود داشته است. صحنه به نظر تصادف می رسد و معمولاً نیز در تصادف شبهه وجود دارد که عمدی باشد ولی دلایل متقن باعث شده است که شبهه رفع و جرم ثابت گردد.
این قاضی دیوان عالی کشور نظریه کارشناسی را از جمله قرائن اثبات قتل عمد دانست و اظهار کرد: نظریه کارشناسی غیرعادی بودن تصادف را تأیید می کند. علاوه بر این ضرب و حرج واقعه شده بر مقتول توسط متهم نیز از جمله قرائن موجود در این پرونده است که نوعاً این قرائن علم آور هستند.
فتوت نصیری سواد کوهی مستشار شعبه دیوان عالی کشور به قاعده درأ اشاره کرد و گفت: قاعده درأ به حدود اختصاص ندارد بلکه در قصاص و تعزیرات نیز جاری است. در این پرونده نیز احتیاط حکم میکند که قتل غیرعمدی تلقی گردد. بنابراین رأی شعبه دیوان عالی کشور مورد تأیید است.
حجتالاسلام و المسلمین علی اصغر باغانی رئیس شعبه 13 دیوان عالی کشور به علم احراز شده توسط قضات دادگاههای کیفری استان اشاره و اظهار کرد: قضات دادگاههای کیفری استان با توجه به قرائن و امارات موجود در پرونده به علم رسیده اند که متهم مرتکب قتل عمد شده است. از طرف دیگر شعبه دیوان عالی کشور قرائن محکمی را برای خلل وارد کردن به علم قضات دادگاه کیفری استان ارائه نکرده است. بنابراین رأی دادگاههای کیفری استان مورد تأیید است.
حجت الاسلام و المسلمین محسنی اژه ای دادستان کل کشور به عنوان آخرین سخنران اظهارات متهمان را متناقض دانست و بیان داشت: قرائن و امارات نشان گر غیرعادی و غیرمتعارف بودن این تصادف است.وی به علم قاضی اشاره کرد و افزود: گزارش معاینه پزشکی قانونی، اظهارات متفاوت و متناقض متهمان، اظهارت شهود علم آور است.
در پایان جلسه هیئت عمومی دیوان عالی کشور موضوع پرونده اصراری کیفری 7/92 از تعداد 57 قاضی حاضر در جلسه، تعداد 31 تن رأی شعبه 113 دادگاه کیفری استان تهران و تعداد 26 تن رأی شعبه 27 دیوان عالی کشور را تأیید کردند.